محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )

16

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )

را ويران سازند . از ناسزاگويى ولعن امام علي عليه السلام هيچ فروگذار نكنند ومعاوية ويزيد را بستايند وبزرگ شمرند ! وى زبان حق‌گوى حجر بن عدي را بريد وسينهء حق‌شناس وافشاگر أو را دريد وهمچنان خود را خونخواه عثمان برمىخواند . از ديگر سوى ، خوارج كه با معاوية وعلي عليه السلام سر ستيز وكينه‌توزى داشتند ، از بيم أو سكوت ولى در سبّ ولعن أمير مؤمنان ، همكيش وهمزبان با پسر أبا سفيان شدند . چنان زشتى وپلشتى نمود وأفكار عمومى را بيالود كه امر بر دوستان حضرت نيز مشتبه گشت . اعمال شوم وتبليغات سوء معاوية ، حقيقت را وارونه كرد تا بتواند أساس حكومت را از آن خود وفرزند ناصالح خود سازد . زماني كه سيد الشهداء در سرزمين كربلا آخرين اتمام حجّتها را مىكرد ، از آن قوم سيه‌روى ، سبب قتل خود را جويا شد . گفتند : « بغضا منّا لأبيك » بخاطر كينه‌اى كه از پدرت داريم ! ! معاوية خود را صحابي پيامبر وخال المؤمنين مىگفت وكاتب وحى مىشمرد ! مكر ودسيسه ونابكارى ونفاق أو تا آنجا پيش رفت كه مردم نادان عوام ، طرف أو را گرفتند وموجب تحميل صلح ناخواسته به امام حسن عليه السلام شدند . شيعيان از ترس عمّال أو مدام در گريز وپناه بردن به دوستان خود بودند . نوجوانان وجوانان بر مسلك ومرام أو تربيت مىشدند . طبيعي است اسلام ، وارونه بر آنان القا شود . ناگزير از چنين پدرى ، فرزندى چون يزيد بهم مىرسد . وصف شراب‌خوارى وميگسارى بىحدّ أو ، صفحات تاريخ را سياه كرده است . در لهو ولعب وخوشگذرانى زبانزد بود . تا حدّى كه به معاوية از فرط شهوترانى أو گزارشها دادند وأو نامهء عتاب‌آميزى به يزيد نوشت كه « تو اميد ما را به خود دور ساختى ، زيرا زمام نفس خود را به دست زشتيها سپردى وفضائل ومكارم اخلاق را كه پسنديده است رها ساختى . اى كاش از همان دم كه بود شدى ، نمىبودى . ما را در